محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

39

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آن را به [ كتاب ] خدا و [ سنت ] پيامبر [ او ] عرضه بداريد كه اين بهتر و نيك‌فرجام‌تر است . » « 1 » امام عليه السّلام مىتوانست باتوجه به مكر و نيرنگ معاويه حكميت را نپذيرد و همچنين مىتوانست به اميد بهبود اوضاع ، آن را بپذيرد . پيش از اين در اين باره سخن رفت . « 2 » امام عليه السّلام به اميد بهبود اوضاع به حكميت تن داد و پيش از آن پيمان گرفت كه به عدالت حكم كنند و از حدود قرآن فراتر نروند . بنابراين امام عليه السّلام ، حكم قرآن و نه معاويه و همراهانش را نپذيرفته بود . امام عليه السّلام در نامه‌اى به معاويه گفت : « ما را به قرآن دعوت كردى و تو خود پيرو آن نيستى . ما به درخواست تو تن درنداديم ؛ بلكه داورى قرآن را پذيرفتيم . » « 3 » روشن است كه قرآن به ولايت اهل حق و عدل گواهى مىدهد و آن را شامل دروغگويان و ستمگران نمىشمرد . خداوند در اين‌باره مىفرمايد : « پيمان من به بيدادگران نمىرسد . » « 4 » ولايت از آشكارترين نمونه‌هاى عهد خداوند است كه بر معاويه حرام است چرا كه او از گروه ظالم و ستمگرى است كه عمار ياسر را كشت . ( و أمّا قولكم لم جعلت بينك و بينهم أجلا في التّحكيم فإنّما فعلت ذلك ليتبيّن الجاهل و يتثبّت العالم ) اين عبارت در كتاب « الاتفاق على التحكيم » آمده است :

--> ( 1 ) . فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا نساء / 4 : 59 . ( 2 ) . نك : شرح خطبه 121 . ( 3 ) . « و قد دعوتنا إلى حكم القرآن و لست من أهله و لسنا إيّاك أجبنا و لكنّا أجبنا القرآن في حكمه » نهج البلاغه : نامه 48 . ( 4 ) . لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ بقره / 2 : 124 .